ایلیا و خونه تکونی و کامپیوتر تکونی !!!
سلام
میدونم این روزا خانومای خونه حسابی مشغولن و خونه و خودشونو واسه استقبال از سال جدید آماده میکنن ...
من و ایلیا هم حسابی مشغولیم !!!
هی من تمیز میکنم ، هی ایلیا کثیف میکنه و بهم میریزه !!!
البته کمک هم میکنه ها !!!
چند روزیه ایلیا سرما خورده و گلو و گوشش عفونت داره . مکافاتی داریم واسه دارو دادن به گل پسر . با سرنگ و به زور دست و پاشو باید یکی بگیره و یکی هم دارو رو بریزه تو حلقش !!!
تازه ۶ تا آمپول چرک خشک کن هم داره که سه تاشو زده و سه تا دیگه مونده .
روز اول وقتی امپولشو زد گفت : مامان امپولش تیز بود سوراخم کرد !!!
یه دست گل هم ایلیا به آب داده که فقط واسه اینکه ثبت بشه اینجا مینویسم :
کیس و از رو میز انداخت پایین !! مادر برد سوخت و بقیه قطعات سالم موند . خلاصه دم عیدی یه خرجی گذاشت گردنمون ...
جالب عذاب وجدانش بود ، هی میگفت : چرا کامپیوترمون خراب شد !! من نمیخواستم خراب بشه !! من فقط میخواستم سی دی توش بذارم ...
خلاصه کلی طول کشید تا از فکرش بیرون کنیم و از بغضی که موقع حرف زدن در مورد این موضوع داشت کاسته بشه ( چه جمله ای !! )
تا بعد ...
میدونم این روزا خانومای خونه حسابی مشغولن و خونه و خودشونو واسه استقبال از سال جدید آماده میکنن ...
من و ایلیا هم حسابی مشغولیم !!!
هی من تمیز میکنم ، هی ایلیا کثیف میکنه و بهم میریزه !!!
البته کمک هم میکنه ها !!!
چند روزیه ایلیا سرما خورده و گلو و گوشش عفونت داره . مکافاتی داریم واسه دارو دادن به گل پسر . با سرنگ و به زور دست و پاشو باید یکی بگیره و یکی هم دارو رو بریزه تو حلقش !!!
تازه ۶ تا آمپول چرک خشک کن هم داره که سه تاشو زده و سه تا دیگه مونده .
روز اول وقتی امپولشو زد گفت : مامان امپولش تیز بود سوراخم کرد !!!
یه دست گل هم ایلیا به آب داده که فقط واسه اینکه ثبت بشه اینجا مینویسم :
کیس و از رو میز انداخت پایین !! مادر برد سوخت و بقیه قطعات سالم موند . خلاصه دم عیدی یه خرجی گذاشت گردنمون ...
جالب عذاب وجدانش بود ، هی میگفت : چرا کامپیوترمون خراب شد !! من نمیخواستم خراب بشه !! من فقط میخواستم سی دی توش بذارم ...
خلاصه کلی طول کشید تا از فکرش بیرون کنیم و از بغضی که موقع حرف زدن در مورد این موضوع داشت کاسته بشه ( چه جمله ای !! )
تا بعد ...
|+|
نوشته شده توسط رویا در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 12:14

