ایلیا با موی کوتاه
ایلیا برای اولین بار آروم نشست تو آرایشگاه که موهاشو کوتاه کنن .
اصلا گریه نکرد .
و بابای ایلیا میگه : وقتی جلوی موهاشو آرایشگر میخواست کوتاه کنه ، چشمهاو دهانشو بسته بود که مو تو چشم و دهنش نره !
ایلیا قبل از کوتاه کردن مو هاش :
ایلیا بعد از کوتاه کردن مو :
ماژیکای ایلیا سرشون خراب شده بس که موقع نقاشی فشارشون میده ، واسش اینبار مداد رنگی خریدم ...
میگه اینا رو دوس ندارم ! مدادای تو بهتره !!!
اصلا گریه نکرد .
و بابای ایلیا میگه : وقتی جلوی موهاشو آرایشگر میخواست کوتاه کنه ، چشمهاو دهانشو بسته بود که مو تو چشم و دهنش نره !
ایلیا قبل از کوتاه کردن مو هاش :
ایلیا بعد از کوتاه کردن مو :
ماژیکای ایلیا سرشون خراب شده بس که موقع نقاشی فشارشون میده ، واسش اینبار مداد رنگی خریدم ...
میگه اینا رو دوس ندارم ! مدادای تو بهتره !!!
|+|
نوشته شده توسط رویا در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 14:3


