تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers یادداشتهایی برای پسرم ایلیا
یادداشتهایی برای پسرم ایلیا
چرا ایلیا خشن شده ؟
سلام
ایلیا سرماخوردگیش بهتر شده ولی همچنان سرفه میزنه و وقتی گریه میکنه سینه اش صدا میده . داروی چرک خشک کنش که توم شد بازم میبرمش دکتر ...
---
ایلیا : مامان تو برو گم شو ...!!!
مامان : چی ؟؟
ایلیا : تو برو تو آشپزخونه گم شو من پیدات کنم ...
مامان : آهان ، قایم شم تو منو پیدا کنی ؟
ایلیا : آره ، همون---
 ...
ایلیا : یه توپ دارم گیلگیلیه ...
سرخ و سیبید و آبیه ...
نیدونم کوجا میره ...
من این توپو نداشتم ...
مشقامو نبشتم . غذامو خوردم !!!
بابام بهم داد !!!
---
قلقلکش میدادم ...
ایلیا : نکن این کاروو ...
---
میگن بچه های دوساله خیلی لج باز میشن ...
من فکر میکردم ایلیا ی من که اینقده آرومه محاله که اونجوری بشه ...
ولی حالا یه مدتیه که واقعا تحمل کاراش سخت شده .
اندکی احساس کنه بهش توجه ندارم و به کار دیگه ای مشغولم ، موهامو میکشه ... وقتی هم بغلش میکنم و میخوام بهش محبت کنم و نوازشش کنم ، دندوناشو محکم به هم فشار میده و میگه : لپتو بکشم ... و دستاشو با ناخنش محکم فرو میکنه تو صورتم ...
خلاصه اینکه خشن شده ... میگه میخوام بکشمت ( من و باباش که از این حرفا نمیزنیم ، مهد هم که نمیره ... احتمالا از تی وی یاد گرفته )
میخوام گازت بگیرم ... میخوام بزنمت ....
واقعا موندم که چیکار کنم دیگه مواردی که باید جریمه بشه زیاده و منم کم اوردم و احساس میکنم تاثیر هم نداره ...
چند تا عکس از زمستون پارسال :









|+|
نوشته شده توسط رویا در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 10:11