خوبین ؟ خوشین ؟ ان شاالله که باشین .
من و بابایی ایلیا و ایلیا هم خوبیم .
ولی نمی دونم چرا ایلیا این همه به قول خدوش اووف می شه ؟همیشه یه جاییش زخمیه . دستش ، پاهاش و دیروز هم که تو حموم با سر خورده زمین
من تو آشپزخونه بودم و ایلیا از یه لحظه غفلت باباش استفاده کرد و رفت تو حموم ، کف حموم هم خیس بود ، سر خورد و افتاد .
فکر می کنم یه دقیقه نفسش بالا نمیومد صورتش کبود شده بود
خلاصه به خیر گذشت و چند لحظه بعدش باز هم می خواست بره تو حموم آب بازی کنه
بچه ها اینجورین دیگه زودی همه چیزو فراموش می کنن
**********************
تو کوچه هم چشمش دنبال گربه هاست . تا یه گربه می بینه اونقده ذوق می کنه و بالا پایین می پره که نگوووو !
آخرش گربه هِ میره زیر یه ماشن که کنار خیابون پارک شده خودشو پنهون می کنه
تازه حالا اگه یه روزی گربه نبینه میره زیر ماشینا رو چک میکنه که یه وقتی گربه اونجا نباشه !!!!
*************************
هر وقت چارخونه شروع شد ایلیا رو تصور کنین که رفته جلو تی وی و بالا و پایین می پره و ذوق می کنه و می رقصه
کلا برنامه ها رو خیلی با دقت نیگاه می کنه وقتی هم یه آهنگ شروع بشه سریع قِر دادنش شروع می شه ، حالا هر چی باشه ، حتی شجریان !!!
***********************
رفتیم فروشگاه مدرسه و چند تا کتاب واسش خریدیم ، اسباب بازی فکری مناسب سنشو قبلا خریده بودیم و چند تایی هم بود که به نظر تکراری میومد .
*********************
وقتی از بیرون میاییم خونه ، سریع لباساشو می خواد دراره البته هنوز نمیتونه ولی ما باید سریع این کارو واسش انجام بدیم وگرنه ...
****************
راستی به آقاهایی که ایلیا می گه، سبزی فروش دوره گرد و نون خشکی و ... رو هم اضافه کنین
**********************
عسلکم از اولش دوس داشت شیر بخوره و بخوابه و من همیشه نگران بودم که بعد از اینکه از شیر گرفتمش واسه خوابش دچار مشکل می شم.
ولی الان چند وقتیه که ایلیا قبل از خوابش اگه گشنش نباشه خودش می خوابه مثل دیشب که اونقده خسته بود بعد از رفتن اونا رو زمین دراز کشید و خوابید
حالا قبلش تا لحظه آخر هم شیطونی می کرد و انگار نه انگار که خوابش میاد . وقتی بازی می کنه نه غذا می خواد و نه خواب
*******************
ایلیای مامان قربونت برم










